زندگینامه

يك وبلاگ مفيد براي تحقيق

زندگینامه ی حضرت فاطمه زهرا (س)

نام: فاطمه بنت محمد.

پیامبر اکرم (ص) فرمود: دخترم از این جهت «فاطمه» نامیده شده که خداوند او و دوستانش را از آتش جهنم رهایى بخشیده است.

کنیه: ام‏ابیها وام‏النّبى (ص).

القاب: صدیقه، مبارکه، طاهره، راضیه، مرضیه، زکیّه، محدّثه و بتول.

مشهورترین لقب آن حضرت «زهرا» است.

منصب: معصوم سوم و یکى از پنج بانوى قدسى. همچنین آن حضرت، دختر معصوم، همسر معصوم و مادر معصوم نیز هست.

تاریخ ولادت: بیستم جمادى الآخره سال پنجم بعثت.

 

برخى سال تولد آن حضرت را، دوم بعثت و برخى دیگر پنج سال قبل از بعثت پیامبر (ص)، سالى که قریش، کعبه را تجدید بنا کرد، مى‏دانند. آن حضرت، آخرین دختر پیامبر اکرم (ص) و محبوب‏ترین آنان نزد رسول خدا (ص) بود.

محل تولد: مکه معظّمه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى کنونى).

نسب پدرى: رسول خدا محمد مصطفى (ص) بن عبدالله بن عبد المطلب(ع).

مادر: خدیجه بنت خویلد. این بانوى مکرّمه که ام‏المؤمنین و جدّه ائمه‏معصومین (ع) است، نخستین همسر و یاور پیامبر اکرم (ص) بود که با جان و مال خویش در خدمت آن حضرت بوده و نهال اسلام را آبیارى و بارور کرد. به همین دلیل خداوند متعال وى را در ردیف زنان مقدس و عرشى قرار داده است. پیامبر اکرم(ص) درباره شخصیت خدیجه و خدماتش فرمود:

وَاللّهِ ما أبدَلَنى اللّهُ خَیْراً مِنْها، امَنَتْ بى حینَ کَفَرَ النّاسُ وَ صَدَقَتْنى اِذْ کَذَبَنى النّاسُ وَ واسَتْنى بِمالِها اِذ حَرَمنى النّاسُ وَرَزَقَنى مِنْهاَ اللّهُ الْوَلَدَ دُونَ غَیْرِها مِنَ النِّساءِ.

سوگند به خدا بهتر از او را خداوند براى من جایگزین نکرده است. او به من ایمان آورده بود در حالى که مردم کفر ورزیده بودند؛ و مرا تصدیق کرده، در حالى که مردم تکذیبم کرده بودند؛ و با اموالش با من مواسات کرده، در حالى که مردم محرومم کرده بودند؛ و خداوند از او به من فرزندانى روزى کرد و از سایر زنان چنین موهبتى نصیبم نشد.

مدت همسرى با امام على(ع): از سال دوم هجرى در سن نه سالگى تا سال یازدهم، به مدت نه سال.

تاریخ و علت شهادت: سوم جمادى الآخر سال ۱۱ هجرى، ۹۵ روز پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) به خاطر تألمات و رنج‏هایى که پس از وفات رسول خدا(ص) و غصب خلافت امیرالمؤمنین على (ع) متحمل شده بود و پس از چهل (یا۴۵) روز بیمارى به شهادت رسید.

محل دفن: نامعلوم است. ممکن است مزار آن حضرت، در قبرستان بقیع یا در روضه پیامبر اکرم (ص) یا در منزل آن حضرت (ص) و یا در مکان دیگرى باشد که بنا به وصیت آن حضرت، محل دفن ایشان از چشم دیگران پنهان مانده است.

همسرارجمند: امیرالمؤمنین، امام على‏بن ابى طالب(ع).

فرزندان: ۱٫ امام حسن مجتبى (ع). ۲٫ امام حسین (ع). ۳٫ زینب کبرى (س). ۴٫ ام‏کلثوم (س).

همچنین حضرت فاطمه (س) فرزندى را حامله بود که پیامبر اکرم (ص) وى را «محسن» نامیده بود و پس از رحلت رسول خدا (ص) بر اثر فشارهاى روحى و قرارگرفتن حضرت فاطمه (س) بین در و دیوار خانه، توسط مهاجمان، سقط شد.

اصحاب و یاران: ۱٫ ام ‏هانى بنت أبى طالب. ۲٫ أمامه بنت ابى العاص. ۳٫ أسماء بنت عمیس. ۴٫ ام ‏سلمه. ۵٫ ام ‏ایمن. ۶٫ فضّه. ۷٫ سلمى بنت عمیس (همسر حمزه سیّدالشهداء) و …

زمامداران معاصر: ۱٫ پیامبر اکرم، حضرت محمد (ص) (۱۱-۱ق.). ۲٫ ابوبکربن ابى قحافه (۱۳-۱۱ق.).

شاهوار دات نت

به خاطر مقام معنوى و عرفانى حضرت فاطمه زهرا (س) پدرش، حضرت محمد (ص) او را بسیار گرامى مى‏داشت و بر همگان برترى مى‏داد. در این ‏باره، روایات فراوانى است که به نقل چند روایت از آن ها بسنده مى‏کنیم:

۱٫ قالَ رسول اللّه (ص): یا فاطِمَة! ألاتَرْضِینَ أن تَکُونی سَیِّدَةُ نِساءِ الْعالَمینَ وَسَیِّدَةُ نِساءِ هذِهِ الاُمّةِ وَ سیِّدَةُ نِساءِ الْمُؤمِنینَ.

اى فاطمه! آیا خوشحال نیستى از این‏که سیّده بانوان دو جهان (دنیا و آخرت) و سیده زنان این امت (اسلام) و سیّده بانوان مؤمنان هستى؟

۲٫ خَرَجَ النَّبِیُ (ص) وَهُوَ آخِذُ بَیَدِ فاطِمةَ، فَقالَ: مَنْ عَرَفَ هذِهِ فَقَدْ عَرَفَها وَمْنَ لَمْ یَعْرِفْها فَهِىَ فاطِمَةُ بِنْتَ محُمَّدٍ وَ هِىَ بَضْعَةُ مِنّى، وَ هِىَ قَلْبى، وَ رُوحى اَلّتى بَیْنَ جَنْبى، فَمَنْ آذاها فَقَدْ آذانى وَ مَنْ آذانى فَقَد آذى اللّه تَعالى‏.

پیامبر اکرم (ص) در حالى که دست فاطمه را گرفته بود، از منزل بیرون آمد و فرمود: هر کسى این شخص را مى‏شناسد، که مى‏شناسد، و هر کسى او را نمى‏شناسد، بداند که او فاطمه، دختر محمد مصطفى (ص) است. او نوردیده من، قلب من و روح من در کالبد من است. هر کس او را بیازارد، مرا آزرده است، و هر کس مرا آزار دهد، خداى سبحان را آزرده است.

۳٫ قال رَسُولُ اللّهِ (ص): یا فاطِمَة! اَنَ‏اللّه عزَّوَجَلَّ یَغْضِبُ لِغَضَبِکَ وَ یَرْضى لِرَضاکَ.

اى فاطمه! خداى عزّوجلّ با خشم تو به خشم خواهد آمدو با رضایت تو راضى خواهد شد.

بدین گونه، پیامبر اکرم(ص) فضیلت و برترى فاطمه زهرا (س) را بر اطرافیان و مسلمانان عصر خویش اعلام نمود؛ اما پس از رحلت پیامبر گرامى (ص) و در عصر خلیفه اوّل (ابى بکربن ابى قحافه) فاطمه زهرا (س) در حالى که در فراق پدرش شدیداً اندوهگین بود، مورد بى‏مهرى و حتى اسائه ادب متولیان امور قرار گرفت. آنان هم از جهت سیاسى، هم از جهت اقتصادى و هم از جهت عاطفى صدمات شکننده‏اى بر آن حضرت روا داشتند، به گونه ‏اى که این الگوى بانوان عالم پس از رحلت پدرش بیش از ۹۵ یا ۷۵ روز زنده نماند و از این مدت نیز حدود ۴۵ روز را در بستر بیمارى به سر برد.

داستان ذیل که از منابع اهل سنّت نقل شده است، نشان دهنده حرمان و آزارهایى است که فاطمه زهرا (س) از سوى زمامداران عصر خویش دیده و نیز نشانى است از عدم رضایت آن حضرت از آنان.

اِنَّ فاطِمَةَ تَمسَّکَتْ بِحَقِّها بِالْکامِل، وَ عَلِمَتْ بِالْمُناقِشاتِ الَّتى دارَتْ بَیْنَ زَوجِها وَ الصّدیق وَ عُمَرِ، فَاعْتَکَفَتْ فى مَنْزِلِها وَ امْتَنَعَتْ عَنْ مُقابِلَةِ الصِدّیق، اِلى‏ أنَ قالَ عُمَر لاَبى بَکر: اِنْطَلِقْ بنا اِلى‏ فاطِمَة فَإنّا قَدْ اَغْضَبْناها وَ اسْتَأذَنا عَلى فاطِمَة فَلَمْ تَأذَنْ لَهُما. فَأِتیا عَلِیّاً فَکَلَّماهُ….

فاطمه (س) خواهان تمام حقش بود و از مناقشاتى که بین همسرش، على(ع) (درباره خلافت) و ابوبکر و عمر جریان داشت،با خبر بود. آن حضرت، معتکف خانه خویش شده و از روبه‏رو شدن با خلیفه امتناع مى‏ورزید تا این‏که روزى عمر به ابى بکر گفت: بامن بیا تا نزد فاطمه (س) برویم؛ چه این‏که ما او را به خشم آورده‏ایم. به درِ خانه فاطمه (س) آمدند و از او تفاضاى ملاقات نمودند. آن حضرت به آنها اجازه ملاقات نداد. آنان نزد على (ع) آمدند و با او سخن گفتند (و از وى درخواست ملاقات با فاطمه (س) را نمودند). با وساطت على (ع) آنان اجازه ملاقات یافته و بر حضرت فاطمه(س) وارد شدند و روبه‏روى آن حضرت نشستند. حضرت فاطمه (س) چهره از آنها به سوى دیوار برگرداند. آنان به فاطمه (س) سلام گفتند. فاطمه (س) با صداى ضعیفى جواب سلام داد.

ابوبکر آغاز سخن کرد و گفت: اى دخت رسول خدا! سوگند به خدا، براى من قرابت پیامبراکرم (ص) دوست داشتنى‏تر است از قرابت با خود من، و تو نزد من، محبوب‏تر از دخترم، عایشه هستى. سوگند به خدا دوست داشتم روزى را که پدرت رسول خدا (ص) وفات یافت، من هم مرده بودم و پس از او زنده نمانده بودم.

آیا تو گمان دارى که من تو را بشناسم و فضل و شرفت را بدانم، در عین حال از حقت و از میراث پدرت رسول خدا(ص) تو را باز دارم؟ آیا تو از پدرت، پیامبر اکرم (ص) نشنیدى که فرموده بود: «آنچه از ما به جاى مانده است، ارث برده نمى‏شود. آنها صدقه است؟»

در این هنگام، فاطمه (س) گفت: آیا مى‏خواهید حدیثى را از رسول خدا(ص) براى شما روایت کنم تا شما آن را بدانید و به آن عمل نمایید؟ آنها گفتند: بلى، مى‏خواهیم بشنویم.

فاطمه (س) گفت: آیا از پیامبر اکرم (ص) نشنیده بودید که فرمود: «رضایت فاطمه، رضایت من است و خشم فاطمه، خشم من است. پس هر کس که فاطمه را دوست بدارد، مرا دوست داشته است و هر کسى فاطمه را خشنود کند، مرا خشنود کرده است و هر کس فاطمه را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است».

آن دو گفتند: بلى این حدیث را از پیامبر (ص) شنیده بودیم.

فاطمه (س) گفت: پس من خدا و فرشتگانش را گواه مى‏گیرم که شما مرا به خشم آوردید و خشنودى مرا فراهم نکردید. هر آینه من در حالى پیامبراکرم (ص) را دیدار مى‏کنم که از شما در نزد او شکوه‏مندم.

ابوبکر گفت:اى فاطمه! من از خشم پدرت و از خشم تو به خدا پناه مى‏برم.

در این هنگام ابوبکر به شدت گریست. او به قدرى گریه کرد که نزدیک بود جان به لب شود.

باز فاطمه (س) به آنها گفت: به خدا سوگند در هر نمازى که بر پاى دارم، شما را نفرین مى‏کنم.

آنان از نزد فاطمه (س) بیرون رفتند. ابوبکر در حالى که مردم، اطرافش را گرفته بودند و او گریه مى‏کرد، گفت: هر یک از شما با محرم خویش شب را به صبح مى‏رسانید و به خانواده خود شادمان هستید، مرا ترک کردید. من در شادى شما نیستم. مرا به بیعت شما نیازى نیست، بیعت مرا پس گیرید و….

آرى، این چنین بود وضعیت حضرت فاطمه (س) پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) و متولیان امور. آنان در خصوص سفارش قرآن نسبت به اقربا و اهل بیت پیامبر(ص) (قُلْ لا اَسْئَلُکُم عَلَیْهِ اَجْراً اِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى القُربى‏) این گونه عمل کرده و مزد رسالت را دادند!

 

رویدادهاى مهم:

۱٫ سهیم بودن حضرت فاطمه(س) در تحمل رنج و آزار مسلمانان و تبعید و محاصره خاندان پیامبر اکرم (ص) در شعب ابوطالب، به مدت سه سال، توسط قریش.

۲٫ درگذشت مادرش، خدیجه کبرى (س) در سال دهم بعثت، سه سال پیش از هجرت پیامبر اکرم (ص)، پس از رهایى از محاصره شعب ابوطالب.

۳٫ هجرت از مکه معظّمه به مدینه مشرّفه، در ربیع الاول سال سیزدهم بعثت، به‏همراه خاندان پیامبر اکرم (ص) و سایر مسلمانان.

۴٫ تسکین آلام و رنج‏هاى پیامبر اکرم (ص) در مسافرت‏ها و غزوات آن حضرت.

۵٫ خواستگارى على بن ابى‏طالب (ع) از حضرت زهرا (س) و موافقت پیامبراکرم (ص) و حضرت زهرا (س) با آن.

۶٫ برگزارىِ مراسم عقد ازدواج حضرت زهرا (س) با امام على (ع) در سال دوم هجرى.

۷٫ تولد امام حسن مجتبى (ع)، نخستین فرزند خانواده، در نیمه رمضان سال سوم (یا دوم) هجرى.

۸٫ تولد امام حسین(ع) در شعبان سال چهارم (یا سوم) هجرى، زینب کبرى، در سال پنجم هجرى و ام کلثوم، در هفتم هجرى.

۹٫ وقوع جنگ احد و کشته شدن برخى از یاران نزدیک پیامبر (ص) از جمله، حمزه، عموى آن حضرت، در شوال سال سوم هجرى، و اندوه و گریه فاطمه زهرا(س) در شهادت حمزه (ره).

۱۰٫ وقوع نبرد خیبر میان مسلمانان و یهودیان، و پیروزى پیامبر اکرم (ص) در این جنگ، و اعطاى باغ فدک (از اراضى خیبر) به دخترش فاطمه زهرا (س)، در سال هفتم هجرى.

۱۱٫ وقوع مباهله میان پیامبر اکرم (ص) و مسیحیان نجران، و حضور حضرت على (ع)، فاطمه زهرا (س) و حسنین (ع) به همراه پیامبر (ص) در این مباهله.

۱۲٫ رحلت جانسوز پدرش، حضرت محمد (ص)، در ۲۸ صفر سال یازدهم هجرى، و اندوه شدید و سوگوارى حضرت فاطمه (س) در این مصیبت.

۱۳٫ انتخاب ابى‏بکر بن ابى قحافه به خلافت، توسط گروهى از مهاجران و انصار مدینه، پس از رحلت پیامبر اسلام (ص)، در سال یازدهم هجرى.

۱۴٫ اعتراض امام على (ع) و طرفداران اهل بیت (ع) به انتخاب ابى بکر و تحصن گروهى از صحابه پیامبر (ص) در خانه فاطمه زهرا (س).

۱۵٫ حمله مأموران خلیفه اوّل به دستور عمر بن خطاب به خانه فاطمه زهرا(س) جهت شکستن تحصن طرفداران اهل بیت (ع) و اخراج اجبارى امام على (ع) و بیعت ایشان با ابوبکر.

۱۶٫ امتناع فاطمه (س) از اخراج اجبارى همسرش على (ع) و بستن درِ خانه بر روى مأموران حکومتى.

۱۷٫ شکستن حرمت خاندان پیامبر اکرم (ص) از سوى مأموران خلیفه، در سوزاندن درِ خانه فاطمه (س) و تخریب درِ نیم‏سوز بر روى فاطمه(س)، و شکستن پهلوى آن حضرت، در هنگام ورود اجبارى به خانه و بردن حضرت على (ع) به مسجد النبى (ص).

۱۸٫ سقط جنین فاطمه (س) در پى تهاجم وحشیانه مأموران خلیفه و فشار فاطمه‏زهرا(س) بین دیوار و در نیم‏سوز خانه آن حضرت.

۱۹٫ غصب باغ فدک فاطمه زهرا (س) توسط حکومت وقت و اسائه ادب عمر بن خطاب به آن حضرت در پاره کردن سند ملکیت فدک.

۲۰٫ رفتن فاطمه زهرا(س) به مسجدالنبى (ص) و سخنرانى مستدل و اعتراض‏آمیز آن حضرت به رفتارهاى نارواى خلیفه و اطرافیان وى.

۲۱٫ آغاز بیمارىِ دراز مدت فاطمه زهرا (س) و عزلت‏گزینى و دورى جستن آن حضرت از مردم.

۲۲٫ عدم اجازه فاطمه زهرا (س) به ابوبکر بن أبى قحافه و عمر بن خطاب براى ملاقات با آن حضرت.

۲۳٫ ملاقات ابوبکر و عمر با فاطمه زهرا (س) با وساطت امام على (ع) و اظهار صریح فاطمه زهرا (س) از عدم رضایت از آن دو.

۲۴٫ وصیت فاطمه زهرا (س) به همسرش، امام على (ع)، در واپسین روزهاى زندگى خویش.

۲۵٫ شهادت فاطمه زهرا (س)، دختر جوان پیامبر اکرم (ص)، تنها پس از گذشت ۹۵ روز از رحلت آن حضرت، در سوم جمادى الثانى سال یازدهم هجرى.

۲۶٫ غسل و کفن نمودن بدن مطهر فاطمه زهرا (س) به دست امام على (ع) با کمک اسماء بنت عمیس، و تشییع جنازه وى توسط چند نفر از خواص شیعه، و دفن شبانه آن حضرت به دور از چشم دیگران با سفارش خود فاطمه زهرا (س).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بعدي

 

 

 

 

 

نام، القاب، کنيه‌ها

           نام مبارک آن حضرت، فاطمه (عليها السلام) است و از براي ايشان القاب و صفات متعددي همچون زهرا، صديقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضيه، مرضيه، نيز ذکر شده است.

          فاطمه، در لغت به معني بريده شده و جدا شده مي‌باشد و علت اين نامگذاري بر طبق احاديث نبوي، آنست که: پيروان فاطمه (عليها السلام) به سبب او از آتش دوزخ بريده، جدا شده و برکنارند.

          زهرا به معناي درخشنده است و از امام ششم، امام صادق (عليه السلام) روايت شده است که: "چون دخت پيامبر در محرابش مي‌ايستاد (مشغول عبادت مي‌شد)، نورش براي اهل آسمان مي‌درخشيد؛ همانطور که نور ستارگان براي اهل زمين مي‌درخشد."

          صدّيقه به معني کسي است که به جز راستي چيزي از او صادر نمي شود. طاهره به معناي پاک و پاکيزه، مبارکه به معناي با خير و برکت، بتول به معناي بريده و دور از ناپاکي، راضيه به معناي راضي به قضا و قدر الهي و مرضيه يعني مورد رضايت الهي.

          کنيه‌هاي فاطمه (عليها السلام) نيز عبارتند از ام الحسين، ام الحسن، ام الائمه، ام ابيها و...

          ام ابيها به معناي مادر پدر مي‌باشد و رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) دخترش را با اين وصف مي‌ستود؛ اين امر حکايت از آن دارد که فاطمه (عليها السلام) بسان مادري براي رسول خدا بوده است. تاريخ نيز گواه خوبي بر اين معناست؛ چه هنگامي که فاطمه در خانه پدر حضور داشت و پس از وفات خديجه (سلام الله عليها) غمخوار پدر و مايه پشت گرمي و آرامش رسول خدا بود و در اين راه از هيچ اقدامي مضايقه نمي‌نمود، چه در جنگها که فاطمه بر جراحات پدر مرهم مي‌گذاشت و چه در تمامي مواقف ديگر حيات رسول خدا.

مادر و پدر

          همانگونه که مي‌دانيم، نام پدر فاطمه (عليها السلام) محمد بن عبدالله (صلي الله عليه و آله و سلم) است که او رسول گرامي اسلام، خاتم پيامبران الهي و برترين مخلوق خداوند مي‌باشد. مادر حضرتش خديجه دختر خويلد، از زنان بزرگ و شريف قريش بوده است. او نخستين بانويي است که به اسلام گرويده است و پس از پذيرش اسلام، تمامي ثروت و دارايي خود را در خدمت به اسلام و مسلمانان مصرف نمود. خديجه در دوران جاهليت و دوران پيش از ظهور اسلام نيز به پاکدامني مشهور بود؛ تا جايي که از او به طاهره (پاکيزه) ياد مي‌شد و او را بزرگ زنان قريش مي‌ناميدند.

وصيت

           در ايام بيماري، فاطمه (عليها السلام) روزي امام علي (عليه السلام) را فراخواند و آن حضرت را وصي خويش قرار داد و به آن حضرت وصيت نمود که پس از وفاتش، فاطمه (عليها السلام) را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نمايد و شبانه دفن کند و احدي از کساني که در حق او ستم روا داشته‌اند، در مراسم تدفين و نماز خواندن بر جنازه او حاضر نباشند.

 


شهادت

           سرانجام روز سوم جمادي الثاني سال يازدهم هجري فرا رسيد. فاطمه (عليها السلام) آب طلب نموده و بوسيله آن بدن مطهر خويش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه‌اي نو پوشيد و در بستر خوابيد و پارچه‌اي سفيد به روي خود کشيد؛ چيزي نگذشت که دخت پيامبر، بر اثر حوادث ناشي از هجوم به خانه ايشان، دنيا را ترک نموده و به شهادت رسيد؛ در حاليکه از عمر مبارکش بنا بر مشهور، 18 سال بيشتر نمي‌گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در اين دنيا زندگي نمود.

           فاطمه (عليها السلام) در حالي از اين دنيا سفر نمود که بنا بر گفته معتبرترين کتب در نزد اهل تسنن و همچنين برترين کتب شيعيان، از ابابکر و عمر خشمگين بود و در اواخر عمر هرگز با آنان سخن نگفت؛ و طبيعي است که ديگر حتي تأسف ابي‌بکر در هنگام مرگ از تعرض به خانه فاطمه (عليها السلام) سودي نخواهد بخشيد.

تغسيل و تدفين

           مردم مدينه پس از آگاهي از شهادت فاطمه (عليها السلام)، در اطراف خانه آن بزرگوار جمع گشتند و منتظر تشييع و تدفين فاطمه (عليها السلام) بودند؛ اما اعلام شد که تدفين فاطمه (عليها السلام) به تأخير افتاده است. لذا مردم پراکنده شدند. هنگامي که شب فرا رسيد و چشمان مردم به خواب رفت، امام علي (عليه السلام) بنا بر وصيت فاطمه (عليها السلام) و بدور از حضور افراد، به غسل بدن مطهر و رنج ديده همسر خويش پرداخت و سپس او را کفن نمود. هنگامي که از غسل دادن او فارغ شد، به امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) (در حالي که در زمان شهادت مادر هر دو کودک بودند.) امر فرمود: تا عده‌اي از صحابه راستين رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) را که البته مورد رضايت فاطمه (عليها السلام) بودند، خبر نمايند تا در مراسم تدفين آن بزرگوار شرکت کنند. (و اينان از 7 نفر تجاوز نمي‌کرده‌اند). پس از حضور آنان، امير مؤمنان بر فاطمه (عليها السلام) نماز گزارد و سپس در ميان حزن و اندوه کودکان خردسالش که مخفيانه در فراق مادر جوان خويش گريه مي‌نمودند، به تدفين فاطمه (عليها السلام) پرداخت. هنگامي که تدفين فاطمه (عليها السلام) به پايان رسيد، رو به سمت مزار رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) نمود و گفت:

          "سلام بر تو اي رسول خدا، از جانب من و از دخترت؛ آن دختري که بر تو و در کنار تو آرميده است و در زماني اندک به تو ملحق شده. اي رسول خدا، صبر و شکيبايي‌ام از فراق حبيبه‌ات کم شده، خودداريم در فراق او از بين رفت... ما از خداييم و بسوي او باز مي‌گرديم... به زودي دخترت، تو را خبر دهد که چه سان امتت فراهم گرديدند و بر او ستم ورزيدند. سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه که ديري نگذشته و ياد تو فراموش نگشته..."

          امروزه پس از گذشت ساليان متمادي همچنان مزار سرور بانوان جهان مخفي است و کسي از محل آن آگاه نيست. مسلمانان و بخصوص شيعيان در انتظار ظهور امام مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) بزرگترين منجي الهي و يازدهمين فرزند از نسل فاطمه (عليها السلام) در ميان ائمه مي‌باشند تا او مزار مخفي شده مادر خويش را بر جهانيان آشکار سازد و به ظلم و بي عدالتي در سراسر گيتي، پايان دهد.

مقام حضرت زهرا (عليها السلام) و جايگاه علمي ايشان

           فاطمه زهرا (عليها السلام) در نزد شيعيان اگر چه امام نيست، اما مقام و منزلت او در نزد خداوند و در بين مسلمانان به خصوص شيعيان، نه تنها کمتر از ساير ائمه نيست، بلکه آن حضرت همتاي امير المؤمنين و داراي منزلتي عظيم‌تر از ساير ائمه طاهرين (عليهم السلام) مي‌باشد.

          اگر بخواهيم مقام علمي فاطمه (عليها السلام) را درک کنيم و به گوشه‌اي از آن پي ببريم، شايسته است به گفتار او در خطبه فدکيه بنگريم؛ چه آنجا که استوارترين جملات را در توحيد ذات اقدس ربوبي بر زبان جاري مي‌کند، يا آن هنگام که معرفت و بينش خود را نسبت به رسول اکرم آشکار مي‌سازد و يا در مجالي که در آن خطبه، امامت را شرح مختصري مي‌دهد. جاي جاي اين خطبه و احتجاجات اين بانوي بزرگوار به قرآن کريم و بيان علت تشريع احکام، خود سندي محکم بر اقيانوس بي‌کران علم اوست که متصل به مجراي وحي است (قسمتي از اين خطبه در فراز آخر مقاله خواهد آمد). از ديگر شواهدي که به آن وسيله مي‌توان گوشه‌اي از علو مقام فاطمه (عليها السلام) را درک نمود، مراجعه زنان و يا حتي مردان مدينه در مسائل ديني و اعتقادي به آن بزرگوار مي‌باشد که در فرازهاي گوناگون تاريخ نقل شده است. همچنين استدلالهاي عميق فقهي فاطمه (عليها السلام) در جريان فدک (که مقداري از آن در ادامه ذکر خواهد گرديد)، به روشني بر احاطه فاطمه (عليها السلام) بر سراسر قرآن کريم و شرايع اسلامي دلالت مي‌نمايد.

مقام عصمت

           در بيان عصمت فاطمه (عليها السلام) و مصونيت او نه تنها از گناه و لغزش بلکه از سهو و خطا، استدلال به آيه تطهير ما را بي‌نياز مي‌کند. ما در اين قسمت جهت جلوگيري از طولاني شدن بحث، تنها اشاره مي‌نماييم که عصمت فاطمه (عليها السلام) از لحاظ کيفيت و ادله اثبات همانند عصمت ساير ائمه و پيامبر است.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اردیبهشت 1389ساعت 15:13  توسط محمد  |